أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
53
آثار الباقيه ( فارسى )
فافتتحت الخراج فيه فللامذ * فى ذاك مرفق مذكور « 1 » منهم الحمد و الثناء * و منك العدل فيهم و النائل المشكور و متوكل كشته شد و نتوانست اين كار را بپايان رساند و معتضد بجاى او نشست و پس از آنكه كشور را از وجود مردم ياغى و طاغى پاك كرد و فرصتى يافت كه به امور رعيت سركشى كند مهمترين چيزى كه به نظر او رسيد امر كبيسه بود كه بايد آن را به اتمام رساند و معتضد مانند متوكل تصميم گرفت كه نوروز را به تأخير اندازد جز اينكه ميان متوكل و معتضد اين فرق است كه متوكل ميان سالى را كه در او بود و سال اول تاريخ پادشاهى يزدگرد را گرفت و معتضد ميان سالى را كه در او بود و سالى را كه پادشاهى از دست ايرانيان به هلاكت يزدگرد بيرون رفت و يا خود معتضد بر اين گمان بود و يا ديگر اشخاصى كه اين كار بدست ايشان شد كه ايرانيان از زمان هلاكت يزدگرد كبيسهى خود را اهمال كردهاند و اين مدت را دويست و چهل و سه سال يافتند كه سهم آن از ارباع شصت روز و كسرى خواهد بود و متوكل اين شصت روز را بر نوروز سال خود بيفزود و آن را آخر اين ايام دانست و آن اول روز خردادماه آن سال بود و روز چهارشنبه و موافق با يازدهم حزيران سپس ، نوروز را به ماههاى رومى بردند تا آنكه هروقت روميان شهور خود را كبيسه مىكنند نوروز نيز كبيسه شود و آنكس كه توليت اين كار را عهدهدار بود و به پايان رسانيد ابو القاسم عبيد اللّه بن سليمان بن وهب بود كه على بن يحيى منجم در اين كار مىگويد : يا محيى الشرف اللباب مجدد الملك الخراب * و معيد ركن الدين فينا ثابتا بعد اضطراب
--> ( 1 ) - عيد نوروز به همان عهدى كه اردشير آن را وضع كرده بود برگشت و تو اين عيد را به حالت نخستين خود برگرداندى با آنكه نوروز پيوسته سرگردان بود و وضع ثابتى نداشت و در اين روز گشايش خراج را آغاز نمودى و رعايا را در اين كار بسيار موافقت و مرافقت شده وظيفه آنان سپاسگزارى و ثناخوانى تست و وظيفه تو عدل و داد بر آنان است .